بخش هفتم – جمله 206

﴿ اَلا اِنَّ اَعْدائَهُمُ الَّذینَ قالَ اللَّهُ – عَزَّوَجَلَّ – : كُلَّما اُلْقِىَ فیها فَوْجٌ سَاَلَهُمْ خَزَنَتُها اَلَمْ یَأْتِكُمْ نَذیر، قالُوا بَلى قَدْ جاءَنا نَذیرٌ فَكَذَّبْنا وَ قُلْنا ما نَزَّلَ اللَّهُ مِنْ شَىْ ءٍ اِنْ اَنْتُمْ اِلّا فى ضَلالٍ كَبیرٍ ﴾

«هشدار! که دشمنان امامان همانانند که خداوند درباره‌ی آنان فرموده: ﴿ هر گروهی از آنان داخل جهنّم شود نگهبانان می پرسند: مگر برایتان ترساننده‌ای نیامد؟! * می‌گویند: چرا ترساننده آمد لیکن تکذیب کردیم و گفتیم: خداوند وحی نفرستاده و شما نیستید مگر در گمراهی بزرگ!﴾»
کسانی که درون جهنّم افتادند، نه‌تنها خودشان انذار انبیا را نپذیرفتند؛ بلکه انبیا را دروغ‌گو معرّفی کردند. به خاطر دروغ‌گویی‌شان و تکذیب کردنشان و نپذیرفتن هدایت انبیا علیهم السلام وارد جهنّم شدند. یکی از نکته‌ها و شاهکارهای قرآن این است که نوعاً فعل‌هایی که برای بهشت و جهنّم به کار می‌برد، فعل ماضی است.
مثلاً می‌گوید: «وَ قَالُوا، فَکَذَّبنَا، فَقُلنَا»؛ درحالی‌که باید بگوید: «یَقُولُ». به‌کاربردن این فعل ماضی به خاطر این است که می‌گویند این آینده حتماً واقع‌شدنی است؛ لذا در حکم ماضی و گذشته است. در اصطلاح ادبیات می‌گویند مضارع مستقبلِ محقق‌الوقوع در حکم ماضی است.
وقوع جهنّم، بهشت، آخرت، جزا و پاداش اعمال، آن‌قدر مسلّم است که خداوند متعال معمولاً درآیات کریمه‌ی قرآن آنچه راجع به جهنّم و بهشت و قیامت نقل می‌کند، با الفاظ ماضی می‌فرماید؛ مانند: ﴿ إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ ﴾(1) ، ﴿ وَ انْشَقَّتِ السَّماءُ ﴾(2) نوع این آیات با فعل ماضی است که در این‌جا هم همین‌گونه است.

والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاتُه


منابع:

1) الواقعة (56): 1.
2) الحاقة (69): 16.

این مقاله برای شما مفید بود؟

مقالات مرتبط

نظر بگذارید ؟

5 × 4 =