فراز هشتم متن خطابه ی فدک

به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز

 

( ۸ )

ثُمَّ قالَتْ  عليهاالسلام: «بِسْمِ اللّه‏ِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» «لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ اَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤمِنِينَ رَؤُوفٌ رَحِيمٌ» (توبه / فَاِنْ تَعْزُوهُ وَ تَعْرِفُوهُ تَجِدُوهُ أَبِى دُونَ نِسائِكُمْ! وَ أَخَا ابْنِ عَمِّى دُونَ رِجالِكُمْ وَ لَنِعْمَ الْمَعْزِىُّ اِلَيْهِ. فَبَلَّغَ الرِّسالَةَ صادِعاً بِالنِّذارَةِ، مائِلاً عَنْ مَدْرَجَةِ الْمُشْرِكِينَ، حائِداً عَنْ سُنَّتِهِمْ، ضارِباً لِثَبَجِهِمْ، آخِذاً بِاَكْظامِهِمْ، داعِياً اِلى سَبِيلِ رَبِّهِ «بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ» يَجُذُّ الاَْصْنامَ، وَ يَنْكُتُ الْهامَ، حَتّى انْهَزَمَ الْجَمْعُ وَ وَلَّوُا الدُّبُرَ، وَ حَتّى تَفَرَّى اللَّيْلُ عَنْ صُبْحِهِ وَ اَسْفَرَ الْحَقُّ عَنْ مَحْضِهِ، وَ نَطَقَ زَعِيمُ الدِّينِ، وَ هَدَأَتْ فَوْرَةُ الْكُفْرِ، وَ خَرِسَتْ شَقاشِقُ الشَّياطِينِ، وَ طاحَ وَشِيظُ النِّفاقِ.
وَ انْحَلَّتْ عُقَدُ الْكُفْرِ وَ الشِّقاقِ، وَ فُهْتُمْ بِكَلِمَةِ الاِْخْلاصِ، فى نَفَرٍ مِنَ الْبِيضِ الْخِماصِ. «وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النّارِ فَاَنْقَذَكُمْ مِنْها»، نَبِيُّهُ، تَعْبُدُونَ الْأَصْنامَ وَ تَسْتَقْسِمُونَ بِالاَْزْلامِ، مُذْقَةَ الشّارِبِ، وَ نُهْزَةَ الطّامِعِ، وَ قَبْسَةَ الْعَجْلانِ، وَ مَوْطِئَ الاَْقْدامِ. تَشْرَبُونَ الطَّرْقَ وَ تَقْتاتُونَ الْقِدَّ، اَذِلَّةً خاشِعِينَ، «تَخافُونَ اَنْ يَتَخَطَّفَكُمُ النّاسُ» مِنْ حَوْلِكُمْ.

سپس حضرت فاطمه  عليها السلام فرمود: «به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز». (فاتحه /  ۱) «همانا از ميان خودتان فرستاده‏ اى‏ به سوى شما آمد كه بر او دشوار است نابسامانى ‏هاى شما و حريص است بر هدايت شما و بس شفيق و مهربان است به ايمانيان». (توبه / ۱۲۸)
اگر در نسب او بنگريد و او را بشناسيد، مى‏ بينيد كه پدر من است، نه پدرِ زنان شما و برادر پسر عموى من است، نه مردان شما! و چه پرافتخار است اين انتساب.
او رسالت خود را با صداى رسا و انذار انجام داد؛ روگردان از روش مشركان و چهره برتافته از سنّتشان و شكننده ‏ى نيروى مركزيشان. حلقومشان بفشرد و «با حكمت و پند نيكو» (نحل / ۱۲۵) به راه پروردگارش فراخواند. او بُت‏ ها را خرد مى‏ كرد و سرهاى گردن كشان را به زمين می ‏افكند و جمع شان را پراكنده مى‏ ساخت تا بدان حد كه آنان پشت كرده از صحنه بُرون رفتند. تا آن ‏كه دامن شب شكافت و سپيده ‏ى صبح رخ بنمود و پرده از چهره ‏ى خالص حق برگرفته شد و رهبر دين به سخن ايستاد و آتش كفر به خاموشى رفت و سخنان بيهوده‏ ى شيطان فرونشست و پست مردمانِ منافق نابود شدند.
و عقده‏ ى كفر و عداوت از هم گسيخت و شما در ميان مردمانِ روسپيد تهى شكم [از عفت و پاكى] كلمه‏ ى اخلاص [لاإله إلاّ اللّه‏] بر زبان رانديد. «در آن هنگام شما بر لبه ‏ى پرتگاه آتش بوديد كه پيامبر خدا شما را از آن خطر رها نمود». (آل عمران / ۱۰۳) شمايان همانان بوديد كه بت مى پرستيديد و با قمار در پى روزى بوديد. در خوارى و خِسّت جرعه ‏ى كوچك هر نوشنده بوديد و لقمه‏ ى شكار هر طمع‏ گر و تك شعله‏ ى هر شتابان و لگدكوب گام‏ ها. آب شُربتان گنداب و غذايتان پوست جانداران مردار بود. خوار و مطرود بوديد و «در بيم آن‏ كه مردمانِ پيرامون تان شما را بِرُبايند». (انفال / ۲۶)

 

این مقاله برای شما مفید بود؟

مقالات مرتبط

نظر بگذارید ؟

پنج − یک =