فراز هفدهم متن خطابه ی فدک

به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز

 

( ۱۷ )

أَلا وَ قَدْ قُلْتُ الَّذِى قُلْتُ عَلى مَعْرِفَةٍ مِنِّى بِالْخَذْلَةِ الَّتِى خامَرَتْكُمْ وَ الْغَدْرَةِ الَّتِى اسْتَشْعَرَتْها قُلُوبُكُمْ. وَ لكِنَّها فَيْضَةُ النَّفْسِ وَ نَفْثَةُ الْغَيْظِ وَ خَوَرُ القَناةِ وَ ضَعْفُ الْيَقِينِ وَ بَثَّةُ الصَّدْروَ مَعْذِرَةُ الْحُجَّةِ.
فَدُونَكُمُوها فَاحْتَقِبُوها مُدْبِرَةَ الظَّهْرِ، مَهِيضَةَ الْعَظْمِ، خَوْراءَ الْقَناةِ، ناقِبَةَ الْخُفِّ، باقِيَةَ الْعارِ، مَوْسُومَةً بِغَضَبِ الْجَبّارِ وَ شَنارِ الْأَبَدِ، مَوْصُولَهً‏بِـ «ـنارِ اللّه‏ِ الْمُوقَدَةِ الَّتِى تَطَّلِعُ عَلَى الاَْفْئِدَةِ، اِنَّها عَلَيْهِمْ مُؤْصَدَةٌ فى عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ» فَبِعَيْنِ‏اللّه‏ِ ما تَفْعَلُونَ «وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَىَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ»

هان! همانا آن‏ چه گفتم از روى فكر و انديشه گفتم كه تنها گذاشتن من، با روح شما آميخته و بى ‏وفايى و فريب، دل‏ هايتان را فرا گرفته است. ليكن سخنان امروزم به خاطر اين است كه جانم بر لب رسيده و اندوهم ژرف و نيروى جانم كاسته و ايمان شمايان به سستى گراييده و اندوه و غصه‏ ام فراوان و آنك بايسته است عذر شمايان را قطع و برهانم را تمام كنم؛ پس اكنون افسار [خلافت يا فدك ]را بگيريد و ببريد.
بر شتر مقصود سوار شويد، در حالى كه پشت آن زخم، استخوانش شكسته، جانش ضعيف، پايش شكسته، عيب و عار آن باقى و با خشم خداوند جبار و ننگ جاودانه، نشان دار شده است و به آتش افروخته ‏ى خداوند پيوسته است. «آتشى كه بر دل ‏ها افروخته و آن ‏ها را فرا گرفته است، آتش‏‌هايى بسان ستون‏‌هاى سر به فلك كشيده». (همزه ۶ ـ ۹) آرى، آن ‏چه مرتكب مى ‏شويد، در برابر ديدگان خداوند است «و به زودى ستمگران خواهند ديد كه به كجا رهسپارند!» (شعرا / ۲۲۷)

 

این مقاله برای شما مفید بود؟

مقالات مرتبط

نظر بگذارید ؟

2 × یک =