لغات پيوست‏‌هاى خطبه‌ى فدك – لغات فراز چهاردهم

به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز

 

لغات بخش 14

 

1 . تَكافُّوا: باز مى داشتند يكديگر را.
2 . لاَعْتَلَقَه: انس مى گرفت.
3 . سُجُحاً: نرم و آسان.
4 . لا يَكْلِمُ: مجروح نمى كند ـ كَلم: زخم.
5 . خِشاشُهُ: چوبى كه در بينى شتر مى كنند و زمام به آن بندند و بِكِشند.
6 . لايَكِلُّ: خسته نمى ‏شود.
7 . مَنْهَلاً: آبراه، سرچشمه، ورودگاه آب.
8 . نَمِيرا: سودمند، موفق، آب رشد يافته در جسد.
9 . لايُتَعْتَعُ: حركت داده نمى شود، تكان داده نمى شود.
10 . فَضْفاضاً: فراخ، وسيع، گسترده.
11 . تَطْفَحُ: لبريز مى شود، پر مى شود.
12 . ضِفَّتاه: دو طرف جويبار.
13 . الرّىّ: از لغت رَوَىَ: ابر پر از باران، تروىّ:سيراب شد.
14 . لايتَرَنَّقُ: كدر نمى شود، گِل آلود نمى شود آب.
15 . بِطاناً: بزرگ شكمان از سيرى.
16 . غَيْرَ مُتَحَلٍّ: زينت ناپذير.
17 . بِطائِلٍ: نفع و فايده.
18 . بِغِمْر: شرب آب كمتر از سيرابى ـ غُمَر: كاسه ى كوچك.
19 . الناهِل: عطشان.
20 . رَدْعَة: بازداشتن يك مرتبه.
21 . سَوْرَة: حدّت و شدت.
22 . الساغِب: گرسنه ـ سَغب: گرسنگى.

 

این مقاله برای شما مفید بود؟

مقالات مرتبط

نظر بگذارید ؟

سه × چهار =