متن و ترجمه ملحقات خطبه‌ى فدك – فراز دوم

به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز

 

( 2 )

وَ اَنْتِ يا خِيَرَةَ النِّساءِ وَ ابْنَةَ خَيْرِ الاْنْبِياءِ صادِقَةٌ فى قَوْلِكِ، سابِقَةٌ فى وُفُورِ عَقْلِكِ، غَيْرُ مَرْدُودَةٍ عَنْ حَقِّكِ وَ لا مَصْدُودَةٍ عَنْ صِدْقِكِ. وَ وَاللّهِ ماعَدَوْتُ رَأْىَ رَسُولِ اللّهِ وَ لاعَمِلْتُ اِلاّ بِاِذْنِهِ! وَ الرّائِدُ لايَكْذِبُ أَهْلَهُ. وَ قَدْ قُلْتِ وَ اَبْلَغْتِ وَ اَغْلَظْتِ فَاَهْجَرْتِ، وَ اِنِّى اُشْهِدُ اللّهَ «وَ كَفى بِهِ شَهِيداً» اَنِّى سَمِعْتُ رَسُولَ اللّهِ يَقُولُ: «نَحْنُ مَعاشِرَ الاْنْبِياءِ، لانُوَرِّثُ ذَهَباً وَ لا فِضَّةً وَ لا أَرْضاً وَ لا داراً وَ لا عَقاراً، وَ اِنَّما نُوَرِّثُ الْكُتُبَ وَ الْحِكْمَةَ وَ الْعِلْمَ وَ النُّبُوَّةَ، وَ ما كانَ لَنا مِنْ طُعْمَةٍ فَلِوَلِىِّ الْأَمْرِ بَعْدَنا اَنْ يَحْكُمَ فِيهِ بِحُكْمِهِ»! وَ قدْ جَعَلْنا ما حاوَلْتِهِ فِى الْكُراعِ وَ السِّلاحِ، يُقابِلُ بِهِ الْمُسْلِمُونَ وَ يُجاهِدُونَ الْكُفّارَ وَ يُجالِدُونَ الْمَرَدَةَ الْفُجّارَ. وَ ذلِكَ بِاِجْماعٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ لَمْ‏اَتَفَرَّدْ بِهِ وَحْدِى، وَ لَمْ أَسْتَبِدَّ بِما كانَ الرَّأْىُ فِيهِ عِنْدِى. وَ هذِهِ حالِى وَ مالِى هِىَ لَكِ وَ بَيْنَ يَدَيْكِ لانَزْوِى عَنْكِ وَ لانَدَّخِرُ دُونَكِ. وَ اِنَّكِ اَنْتِ سَيِّدَةُ أُمَّةِ أَبِيكِ، وَ الشَّجَرَةُ الطَّيِّبَةُ لِبَنِيكِ، لانَدْفَعُ مالَكِ مِنْ فَضْلِكِ، وَ لايُوضَعُ مِنْ فَرْعِكِ وَ أَصْلِكِ. حُكْمُكِ نافِذٌ فِيما مَلَكَتْ يَداىَ، فَهَلْ تَرَيْنَ اَنْ اُخالِفَ فى ذلِكَ أَباكِ؟!

و تو اى برگزيده ى بانوان و اى دختر برترين پيامبران! در گفتارت راستگو و در دانش و خردت پيشتازى! از حقّ خود بازداشته نيستى و در صداقت تو ترديدى نيست. خدا را! كه من از انديشه و رأى رسول خدا تجاوز نكرده ‏ام و كارى بی ‏اجازه اش مرتكب نشده ام و البته كه پيشواى قوم به ملّتش خيانت نمی كند.
اكنون سخنت را گفتى و پيامت را رساندى و تندى كردى و سپس قهر كردى و من خدا را گواه مى گيرم كه «او براى شهادت كافى است». (احقاف / 8) همانا شنيدم از رسول خدا كه مى فرمود: «ما گروه پيام‏ آوران چيزى از طلا و نقره و زمين و خانه و مستغلات به ارث نمى گذاريم و تنها كتاب و حكمت و دانش و نبوت را به جاى مى گذاريم و اگر چيزى باقى بگذاريم، از آنِ ولىّ امر است كه پس از ما فرمان دهد به آن‏چه نيك انگارد.»
و آن‏چه امروز تو مطالبه مى كنى، از چهار پايان [اسبان] و سلاح [ساز و برگ جنگى] را براى مسلمانان اختصاص داده ‏ايم كه به وسيله ى آن‏ها با كفار بجنگند و با سركشان بدكردار دست و پنجه نرم كنند و اين كار به رأى عمومى مسلمانان انجام شده و من به تنهايى تصميم نگرفته و استبداد رأى به خرج نداده ام. اين است حال من و اكنون دارايى من در اختيار توست و آن را از تو باز نمى ستانيم و براى غير تو اندوخته نمى كنيم.
و البته تنها تويى بانوى بانوان امت پدرت و شجره ى پاك و ريشه ى پاكيزه براى فرزندانت. آن‏چه از آن توست و به تو تعلق دارد، از تو نمی ستانيم. از ريشه و شاخه هاى وجود تو، چيزى كاسته نمى شود [از مقام اجداد و فرزندانت كاسته نشده است]. فرمان تو در اموال من نافذ است، نظرت چيست؟ آيا با رأى و نظر پدرت مخالفت كنم؟

 

این مقاله برای شما مفید بود؟

مقالات مرتبط

نظر بگذارید ؟

سه × چهار =