درس چهارم – رابطه علم با تقوا

به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز
 
 

درس چهارم : رابطه علم با تقوا

 
در دروس قبلی اشاره شد که پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله – در خطابه ی غدیر تذکراتی را به صورت مستقیم و غیر مستقیم مطرح فرمودند که در صفات غیر مستقیم با اشاره به صفات برجسته امیر المؤمنین – علیه السلام –  نتیجه می گیرند که چون ایشان امام هستند شما مأموم ، پس باید از امامتان در نکات اخلاقی پیروی و تبعیت کنید . یکی از برجسته ترین این تذکرات رابطه تقوا با علم است در جایی که می فرمایند :
« و کل علم علمت فقد احصیته فی امام المتقین ، هیچ دانشی نیست مگر اینکه خداوند در جان من نوشته و من تمامی آن را در جان علی امام پرهیزگاران ضبط کرده ام ( دانشی نبوده مگر اینکه به علی آموخته ام ) . »
در این امیر المومنین علیه السلام با دو صفت معرفی شده اند یکی علم دیگری تقوا .
رابطه علم و تقوا نیز در سوره ی بقره آیه 282 عنوان شده است : ﴿ واتقوا الله و یعلمکم الله ، اگر تقوا پیشه کنید خدا شما را آموزش می دهد . ﴾
پس : تقوا زمینه علم است و علم مقدمه تقوا است چرا که خداوند در جایی دیگر در قرآن مجید می فرماید :
﴿ انما یخشی الله من عباده العلماءِ ﴾ همانا فقط بندگان عالم از خداوند می ترسند .
پس دانش سبب خداترسی است . پس با یک نتیجه گیری منطقی با این دو آیه مشخص است که تقوا باعث نشو و نمای علم و علم نیز زمینه خداترسی است . پس این رابطه رابطه ی دو طرفی است . علم باعث ایجاد تقوی و تقوی زمینه علم بیشتر است .
هر چه علم بیشتر تقوا قوی تر ، و هرچه تقوای ما قوی تر و مستحکم تر و عالی تر ا. علمی که منتهی به تقوا و تقوای که منتهی به علم شوند به خداشناسی و پیغمبر شناسی خلاصه می شوند علمی که خدا ترسی  می آورد علمی است که به تقوا منتهی می شود و علمی است که به خداشناسی منتهی و به تذکر به قیامت منتهی می شود . علمی که وارد جرگه ی خداشناسی نشود هیچ وقت تقوا نمی آورد .
پیامبر صلی الله علیه و آله در خطابه می فرمایند : تمام علوم را به امام متقین دادم . پس چون امام متقین بود یعنی سر سلسله ی همه متقیان بود ، من تمام علوم را به او دادم . چرا که تقوای زیاد او تحمل درک تمام علوم را به او داده بود . لذا نزول قرآن در شب قدر به صورت یک لحظه بود چرا که قرآن در …. معادل لقب نورانی پیامبر صلی الله علیه و آله قرار گرفت و چون آن زمینه قبلی برای پیامبر صلی الله علیه و آله فراهم بود ( تقوای شدید الهی ) خداوند توانست تمام قرآن را در یک لحظه بر قلب نازنین او نازل فرماید . مطلب بالاتر این که :
پیامبر – صلی الله علیه و آله –  در خطابه می فرمایند : « من تمام علوم را در امیر المومنین – علیه السلام – احصاء کردم . » احصاء یعنی شمردن و دانه دانه تحویل دادن . یعنی حضرت علی – علیه السلام – تنها فرمول ها را بلد نیستند بلکه به ریزه کاری های علوم نیز آگاهند .
اینجاست که به این حقیقت پی می بریم که تنها وجودی که جرأت داشتند که این مطلب را عنوان کنند ، فقط شخص شریف ایشان است که فرمودند :
« سَلونی قبل أن تفقدونی ………. تا مرا از دست نداده اید از من سوال کنید ( و مجهولات خود را با وجود من به معلوم مبدل کنید ) که به خدا والله من به راه های آسمان از طرق زمین آگاه ترم ……. »
چرا که علم او علمی بود که از طریق پیامبر – صلی الله علیه و آله – به صورت ریز به ریز در ایشان احصاء شده بود که خطابه ی غدیر به ظرافت این مطلب را عنوان می کنند .
نتیجه : اگر امیرالمومنین علیه السلام امام المتقین است  پس باید از او پیروی شود تذکر غیر مستقیم پیامبر – صلی الله علیه و آله – این است که اگر می خواهی در چتر و حمایت امامت و ولایت باشی ، باید در زمره با تقوایان باشی چون او امام المتقین است .
 

این مقاله برای شما مفید بود؟

مقالات مرتبط

3 Comments

  1. buybacklinks.blogfa.com

    بهترین وبسایتی که تاحالا دیدم.ازتون متشکرم

  2. پریا

    خواهش میکنم در تکثیر هرچه بیشتر محتویات این مقاله کوشش فرمایید
    مخصوصا در جاهایی که مورد مراجعه افراد به دور از معنویت ولی علاقمند به کسب دانش اند

نظر بگذارید ؟

چهارده − یک =