متن و ترجمه ملحقات خطبه‌ى فدك – فراز نهم

به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز

 

( 9 )

ثُمَّ نادَى الصَّلاةَ جامِعَةً، فَاجْتَمَعَ النّاسُ وَ صَعِدَ الْمِنْبَرَ، فَحَمِدَ اللّهَ وَ اَثْنى عَلَيْهِ، ثُمَّ قالَ: أَيُّهَا النّاسُ، ما هذِهِ الرِّعَةُ، وَ مَعَ كُلِّ قالَةٍ أُمْنِيَّةٌ؟ أَيْنَ كانَتْ هذِهِ الاْمانِىُّ فى عَهْدِ نَبِيِّكُمْ؟ فَمَنْ سَمِعَ فَلْيَقُلْ، وَ مَنْ شَهِدَ فَلْيَتَكَلَّمْ، كَلاّ بَلْ هُوَ ثُعالَةٌ شَهِيدُهُ ذَنَبُهُ. لَعَنَهُ اللّهُ، وَ قَدْ لَعَنَهُ اللّهُ. مُرَبٍّ لِكُلِّ فِتْنَةٍ يَقُولُ: كَرُّوها جَذَعَةً ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ مِنْ بَعْدِ ماهَرِمَتْ، كَأُمِّ طِحالٍ اَحَبُّ أَهْلِهَا الْغَوِىُّ. أَلا لَوْ شِئْتُ اَنْ اَقُولَ لَقُلْتُ، وَ لَوْ تَكَلَّمْتُ لَبُحْتُ، وَ اِنِّى ساكِتٌ ما تُرِكْتُ، يَسْتَعِينُونَ بِالصِّبْيَةِ وَ يَسْتَنْهِضُونَ النِّساءَ. و قَدْ بَلَغَنِى ـ يا مَعْشَرَ الاْنْصارِ ـ مَقالَةُ سُفَهائِكُمْ، فَوَ اللّهِ اِنَّ اَحَقَّ النّاسِ بِلُزُومِ عَهْدِ رَسُولِ اللّهِ اَنْتُمْ، لَقَدْ جاءَكُمْ فَآوَيْتُمْ وَ نَصَرْتُمْ، وَ اَنْتُمُ الْيَوْمَ اَحَقُّ مَنْ لَزِمَ عَهْدَهُ. وَ مَعَ ذلِكَ فَاغْدُوا عَلى اَعْطِياتِكُمْ، فَاِنِّى لَسْتُ كاشِفا قِناعا وَ لا باسِطا ذِراعا وَ لا لِسانا اِلاّ عَلى مَنِ اسْتَحَقَّ ذلِكَ، وَ السَّلامُ.

آن‏گاه ابوبكر اعلان نماز جماعت كرد و مردم اجتماع كردند و او بر فراز منبر نشست و حمد و ثناى الهى نمود.
پس آن گاه گفت:
هان مردمان! اين چه حالتى است كه داريد كه با هر سخنى آرزويى مى پرورانيد؟
اين آرزوها در دوران پيامبرتان كجا بود؟
پس هر آن كس شنيده، بگويد و شاهد هر سخن بيايد. نه نه! بلكه او روباهى است كه شاهدش دُم اوست! خدا او را لعنت كند و لعنت كرده است. پرورنده ى هر فتنه است كه مى گويد: آن [فتنه] را دوباره بِكِشيد بياوريد كه آشوب به پا كنيد، حال آن‏كه فتنه به خاموشى رفته است. او همانند «امّ طحال» است كه بهترين فرد خاندانش، فرد گمراه است.
هان! اگر مى خواستم مى گفتم و چنان چه به سخن می ‏آمدم، راز را  آشكار مى كردم و من ساكتم مادام كه رهايم كنند. آنان از كودكان كمك مى گيرند و زنان را به قيام وا مى دارند.
هان گروه انصار! گفتار بى خردانتان به گوشم رسيده. خدا را! كه سزاوارترين مردم به رعايت پيمان رسول اللّه‏ شماييد؛ چرا كه او به سوى شما آمد و او را جاى داديد و يارى نموديد و امروز نيز سزاوار تريد كه به پيمان او پايدار باشيد.
در عين حال فردا روز بياييد و هدايايتان را بگيريد كه من پرده اى را نمى درم و دست و زبان باز نمى كنم؛ مگر بر آن ‏كه مستحق آن باشد، و السلام.

 

این مقاله برای شما مفید بود؟

Related Articles

Leave A Comment?

هجده − چهار =