فراز دهم متن خطابه ی فدک

به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز

 

( ۱۰ )

فَلَمَّا اخْتارَ اللّه‏ُ لِنَبِيِّهِ دارَ اَنْبِيائِهِ وَ مَأْوى اَصْفِيائِهِ وَ اَتَمَّ عَلَيْهِ ما وَعَدَهُ، ظَهَرَتْ فِيكُمْ حَسِيكَةُ النِّفاقِ وَ سَمَلَ جِلْبابُ الدِّينِ وَ اَخْلَقَ ثَوْبُهُ وَ نَحَلَ عَظْمُهُ وَ اَوْدَتْ رِمَّتُهُ وَ نَطَقَ كاظِمُ الْغاوِينَ وَ نَبَغَ خامِلُ الاَْقَلِّينَ، وَ هَدَرَ فَنِيقُ الْمُبْطِلِينَ، فَخَطَرَ فى عَرَصاتِكُمْ. وَ اَطْلَعَ الشَّيْطانُ رَأْسَهُ مِنْ مَغْرِزِهِ هاتِفاً بِكُمْ. فَدَعاكُمْ فَاَلْفاكُمْ لِدَعْوَتِهِ مُسْتَجِيبِينَ، وَ لِلْغِرَّةِ فِيهِ مُلاحِظِينَ.
ثُمَّ اسْتَنْهَضَكُمْ فَوَجَدَكُمْ ناهِضِينَ خِفافاً، وَ اَحْمَشَكُمْ فَأَلْفاكُمْ غِضاباً، فَوَسَمْتُمْ غَيْرَ إِبِلِكُمْ وَ اَوْرَدْتُمُوها غَيْرَ شِرْبِكُمْ. هذا وَ الْعَهْدُ قَرِيبٌ وَ الْكَلْمُ رَحِيبٌ وَ الْجُرْحُ لَمّا يَنْدَمِلْ وَ الرَّسُولُ لَمّا يُقْبَرْ.
بِداراً زَعَمْتُمْ خَوْفَ الْفِتْنَةِ! «أَلا فِى الْفِتْنَةِ سَقَطُوا، وَ اِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ» فَهَيْهاتَ مِنْكُمْ وَ كَيْفَ بِكُمْ وَ «اَنّى تُؤْفَكُونَ»؟! وَ كِتابُ اللّه‏ِ بَيْنَ اَظْهُرِكُمْ. أُمُورُهُ ظاهِرَةٌ وَ اَحْكامُهُ زاهِرَةٌ وَ اَعْلامُهُ باهِرَةٌ وَ زَواجِرُهُ لائِحَةٌ، وَ أَوامِرُهُ واضِحَةٌ، قَدْخَلَّفْتُمُوهُ وَرآءَ ظُهُورِكُمْ.
أَرَغْبَةً ـ وَيْحَكُمْ ـ عَنْهُ تُرِيدُونَ أَمْ بِغَيْرِهِ تَحْكُمُونَ؟ «بِئْسَ لِلظّالِمِينَ بَدَلاً» «وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الاِْسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِى الاْخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ» ثُمَّ لَمْ‏تَلْبَثُوا اِلاّ رَيْثَ اَنْ تَسْكُنَ نَفْرَتُها وَ يَسْلَسَ قِيادُها، ثُمَّ أَخَذْتُمْ تُورُونَ وَقْدَتَها وَ تُهَيِّجُونَ جَمْرَتَها.
وَ تَسْتَجِيبُونَ لِهُتافِ الشَّيْطانِ الْغَوِىِّ وَ اِطْفاءِ اَنْوارِ الدِّينِ الْجَلِىِّ وَ اِهْمالِ سُنَنِ النَّبِىِّ الصَّفِىِّ، تَشْرَبُونَ حَسْواً فِى ارْتِغاءٍ.
وَ تَمْشُونَ لِأَهْلِهِ وَ وُلْدِهِ فِى الْخَمَرِ وَ الضَّرَّاءِ وَ نَصْبِرُ مِنْكُمْ عَلى مِثْلِ حَزِّ الْمُدى، وَ وَخْزِ السِّنانِ فِى الْحَشا.

آن گاه كه خداوند براى رسول خود كاشانه ‏ى پيامبران و جايگاه برگزيدگانش را انتخاب كرد و وعده‏ هايش را نسبت به او تمام فرمود؛ در ميان شمايان خار نفاق پديدار شد و لباس دينتان به كهنگى گراييد و جامه ‏ى آن مندرس شد و استخوانش به ضعف و سستى رفت و پوسيده ‏ى آن نابود گشت.
خشم فرو نشسته ‏ى گمراهان برپا شد و گمنام فروخفتگانِ بى‏ ارزش، پديدار گشت و شتر نازپروده ‏ى باطل پرستان نعره برآورد و در صحنه‏ ها دُم جنبانيد. شيطان از لاك خود سربرآورد و برشما بانگ زد و شما را اجابت كننده ‏ى دعوتش ديد و خيره ‏ى فريبش يافت.
آن گاه شما را به جنبش آورد و چالاك و سبك مغزتان يافت و به خشمتان آورد و شمايان را خشمگين يافت كه بر غير شتر خود داغ زديد [علامت گذارى كرديد] و آن را در آبشخور ديگران وارد كرديد.
تمامى اين ‏ها در حالى بود كه هنوز زمانى سپرى نشده بود و جراحت فِراق پيامبر صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم  وسيع بود و هنوز التيام نيافته بود و پيكر پيامبر  صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم دفن نشده بود. البته اين كارها را به بهانه ‏ى ترس از بروز فتنه، شتابان انجام داديد در حالى كه به گفته‏ ى قرآن «هان كه در فتنه افتادند و همانا جهنّم، كافران را فراخواهد گرفت». (توبه / ۴۹) از شما بعيد و دور بود! چگونه چنين كرديد؟! چرا و «به كدام راه انحرافى مى‏ رويد؟!» (انعام/ ۹۵)
حال آن‏ كه كتاب خدا در ديدگاه شماست؛ كتابى كه موضوعاتش روشن و احكامش درخشان و پرچم ها و علاماتش تابان و دورباش ‏هايش فروزان و فرمان ‏هايش واضح است. ليكن شما آن را به پشت سر خود افكنديد. واى بر شما! آيا از قرآن گريختيد؟ يا غير آن را [در كارهايتان] حاكم نموديد؟
«ستمگران را چه جايگزينى است [كه مخالف قرآن كنند]». (كهف / ۵۰)
«و هركس به جز اسلام دينى بجويد، هرگز از او پذيرفته نبوده، در جهان ديگر از زيان كاران خواهد بود». (آل عمران / ۸۵)
آن‏ گاه درنگ نكرديد؛ مگر به اندازه ‏اى كه مركب خلافت آرام گيرد و مهارش به ‏دست آيد. در آن هنگام به افروختن آتش آن و شعله ور كردن جرقه‏ هايش پرداختيد.
و بانگ شيطان گمراه ‏گر را پاسخ گفتيد و به خاموش كردن فروغ دين و روش‏ هاى پيامبر برگزيده برخواستيد و به نيرنگ و حيله رفتار كرديد؛ مانند آن‏ كه به بهانه‏ ى گرفتن كف روى شير، آن را جرعه جرعه مى‏ نوشيد. و نسبت به اهل بيت و فرزندان او [پيامبر صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم] در ميان مخفى گاه ‏ها گام برداشتيد و ما بسان خنجرى بر گلو خليده و نيزه‏ اى بر دل فرو نشسته، شكيبايى كرديم.

 

این مقاله برای شما مفید بود؟

مقالات مرتبط

نظر بگذارید ؟

هفت + 8 =