فراز سیزدهم متن خطابه ی فدک

به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز

 

( ۱۳ )

ثُمَّ رَمَتْ بِطَرْفِها نَحْوَ الاَْنْصارِ فَقالَتْ:
يا مَعْشَرَ الْبَقِيَّةِ، وَ اَعْضادَ الْمِلَّةِ، وَ حَضَنَةَ الاِْسْلامِ! ما هذِهِ الْفَتْرَةُ عَنْ نُصْرَتِى وَ الْوِنْيَةُ عَنْ مَعُونَتِى وَ الْغَمِيزَةُ فى حَقِّى وَ السِّنَةُ عَنْ ظُلامَتِى؟!
أَما كانَ رَسُولُ اللّه‏ِ أَبِى  صلى‏ الله‏ عليه ‏و‏آله يَقُولُ: «الْمَرْءُ يُحْفَظُ فى وُلْدِهِ»؟ سَرْعانَ ما اَحْدَثْتُمْ، وَ عَجْلانَ ذا إِهالَةً! وَ لَكُمْ طاقَةٌ بِما اُحاوِلُ، وَ قُوَّةٌ عَلى ما اَطْلُبُ وَ اُزاوِلُ.
أَتَقُولُونَ ماتَ مُحَمَّدٌ  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم رَسُولُ اللّه‏ِ؟
فَخَطْبٌ وَ اللّه‏ِ جَلِيلٌ، اسْتَوْسَعَ وَهْيُهُ، وَ اسْتَنْهَرَ فَتْقُهُ، وَ فُقِدَ راتِقُهُ وَ اُظْلِمَتِ الْأَرْضُ لِغَيْبَتِهِ، وَ اكْتَأَبَتْ خِيَرَةُ اللّه‏ِ وَ كَسَفَتِ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ انْتَثَرَتِ النُّجُومُ لِمُصِيبَتِهِ، وَ اَكْدَتِ الاْمالُ، وَ خَشَعَتِ الْجِبالُ وَ اُكِلَتِ الاَْمْوالُ، وَ اُضِيعَ الْحَرِيمُ وَ اُذِيلَتِ الْحُرْمَةُ عِنْدَ مَماتِهِ، وَ فُتِنَتِ الْأُمَّةُ وَ غَشِيَتِ الظُّلْمَةُ وَ ماتَ الْحَقُّ.
فَتِلْكَ وَ اللّه‏ِ النّازِلَةُ الْكُبْرى، وَ الْمُصِيبَةُ الْعُظْمى، لا مِثْلُها نازِلَةٌ وَ لا بائِقَةٌ عاجِلَةٌ.
اَعْلَنَ بِها كِتابُ اللّه‏ِ فى اَفْنِيَتِكُمْ وَ فى مُمْساكُمْ وَ مُصْبَحِكُمْ، يَهْتِفُ بِها فى اَسْماعِكُمْ هِتافاً وَ صُراخاً وَ تِلاوَةً وَ اِلْحاناً.
وَ لَقَبْلَهُ ما حَلَّتْ بِاَنْبِياءِ اللّه‏ِ وَ رُسُلِهِ، حُكْمٌ فَصْلٌ وَ قَضاءٌ حَتْمٌ، «وَ ما مُحَمَّدٌ اِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَاِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى اَعْقابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللّه‏َ شَيْئاً وَ سَيَجْزِى اللّه‏ُ الشّاكِرِينَ»

سپس به سوى انصار نگاهى تند كرده، فرمود:
اى گروه بازماندگان و ياوران ملت و نگهبانان اسلام! اين چه سستى است درباره‏ ى من و اين چه ضعفى است از يارى من و اين چه چشم پوشى است در حق من و چه غفلت و خوابى است درباره‏ ى آن‏چه به ستم از من گرفته شده است؟ مگر رسول خدا پدرم، نگفته است: حرمت مرد در ميان فرزندانش نگه داشته مى ‏شود؟ چه قدر به سرعت كار خود را كرديد! و به شتاب كار را پيش از رسيدن وقتش به انجام رسانيديد! گويا پيش از رسيدن وقت از بزغاله روغن گرفتيد؛ حال آن‏ كه توانمند بوديد ياری ام كنيد بر آن ‏چه مى خواستم و آن ‏چه در پى رسيدن به آن بودم. آيا مى‏ گوييد كه محمّد، رسول خدا  صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم، مُرد؟!
البته كه؛ به خدا سوگند! اين رويدادى بزرگ بود؛ شكاف و سستى‏ اش دامنه دار و جبران گرش ناياب است و زمين با فقدان او به تاريكى رفت و برگزيدگان خدا اندوهگين گشتند و آفتاب و ماه در عزاى او گرفتند و ستارگان فرو ريخته، پراكنده شدند. آرزو ها بى‏ نتيجه ماند؛ كوه ‏ها سرتعظيم فرود آورده، فرو ريختند و دارايى‏ ها به تاراج رفت و حريم او شكسته شد و در مرگ او به حرمتش اهانت شد و فتنه امّت را فرا گرفت و تاريكى جهان را احاطه كرد و حق و حقيقت بدرود حيات گفت.
به خدا سوگند! اين بزرگ ترين پديده ‏ى ناگوار و دشوارى بود كه همانندش نه آمده و نه در آينده خواهد آمد.
اين حادثه اى است ناگوار كه كتاب خدا در خانه ‏هايتان در سپيده ‏دمان و شام‏ گاهان اعلان كرد! و همواره بانگ و فرياد و تلاوت و آوازش به گوش تان مى‏ رسد.
و نيز كتاب خدا آورده است، آن چه را براى پيامبران و فرستادگان گذشته روى داده كه حكم و قضاى حتمى الهى است: «و محمّد نيست مگر فرستاده ‏ى خدا كه پيش از او نيز پيامبرانى آمده و در گذشته‏ اند؛ پس آيا اگر او وفات كرد يا كشته شد، به گذشته‏ ى جاهلى خود بر مى گرديد و مرتد مى شويد؟ و آن كس كه به گذشته ‏هاى خود بر گردد و مرتد شود، براى خداوند زيانى نخواهد داشت و خداوند به زودى سپاس گزاران را پاداش خواهد داد». (آل عمران / ۱۴۴)

 

این مقاله برای شما مفید بود؟

مقالات مرتبط

نظر بگذارید ؟

12 − پنج =