لغات خطبه‌ى فدك – لغات فراز چهاردهم

به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز   لغات بخش 14   1 . اَيْهاً: وه، هيات، اسم فعل است. 2 . قَيْلَة: نام زنى كه اوس و خزرج بدان منتسب هستند (مادرشان است)، دو قبيله ى انصار در مدينه. قَيله: دختر كاهل است. 3 . اُهْضَمُ: شكسته مى‏ شوم، […]

لغات خطبه‌ى فدك – لغات فراز سیزدهم

به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز   لغات بخش 13   1 . مَعْشَر: گروه، جماعت، جمع معاشر، از لغت معاشرت ـ عشيره: مردمان از يك قبيله. 2 . اَعْضاد: جمع عَضُد: بازو، ياران و كمك كاران. 3 . حَضَنَة: جمع حاضن حافظ. حضانِت اسم است. نگه‏ دارى ـ […]

لغات خطبه‌ى فدك – لغات فراز دوازدهم

به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز   لغات بخش 12   1 . هَنْبَثَة: حادثه ‏ى سخت و دشوار. 2 . الخَطَب: شان، كار، كار بزرگ و ناپسند. 3 . وابِل: باران‏ هاى درشت قطره. 4 . اِخْتَلَّ: تباه شد، مختل شد. 5 . تَجَهَّمَتْنا: روى ترش كردند به […]

لغات خطبه‌ى فدك – لغات فراز دهم

به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز   لغات بخش 10   1 . حَسِيكَة: دشمنى و عداوت ـ از لغت حَسَك السَعدان: تيغ و خار. 2 . سَمَل: كهنه و پاره شد، پوسيده شد. 3 . جِلْباب: لباس رو، روپوش سراسرى، ملافه، آن‏چه زنان روى لباس مى‏ پوشند. 4 […]

لغات خطبه‌ى فدك – لغات فراز نهم

به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز   لغات بخش 9   1 . مُنِىَ: آزمايش شد و مبتلا شد. 2 . بُهَم: پهلوانان ديگرى كه از آمدن آنان، هماوردهايش مطلع نمى ‏شدند. جمع بُهمَه. 3 . ذُوان الْعَرَب: گرگان عرب، دزدان راهزن. 4 . قَرْن: شاخ، نيرو، پيروان شيطان. […]

لغات خطبه‌ى فدك – لغات فراز هشتم

به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز   لغات بخش 8   1 . عَنِتُّمْ: مشقت و سختى و ضرر كشيديد. 2 . تَعْزُوه: نسبت دهيد او را، نسبت او را بدانيد. 3 . المَعْزِىُّ اِلَيْه: منسوب به او، نسبت داده شده به او. 4 . صادِعاً: اظهار كننده، بين […]

لغات خطبه‌ى فدك – لغات فراز هفتم

به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز   لغات بخش 7   1 . اَقُولُها عَوْداً عَلى بَدْءٍ: اوّل  و آخر، حرف اوّل  و آخر يكى است. 2 . شَطَطاً: دورى از حق. 3 . واعِيَةٍ: نگهدارنده. 4 . راعِيَةٍ: رعايت كننده، نگه دارنده، نگهبان.  

لغات خطبه‌ى فدك – لغات فراز ششم

به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز   لغات بخش 6   1 . تَشْيِيدا: استوار كردن، بلند مرتبه. 2 . تَنْسِيقاً: پيوند دادن، نظم دادن، ارتباط به هم داشتن. 3 . تَمْكِيناً لِلدِّين: سلطنت و حاكميّت دين. 4 . اِسْتِيجاب: شايستگى و استحقاق. 5 . السَخَط: خشم، غضب. 6 […]